محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

128

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

كرد و باديس به جايش نشست روابط دوستى ميان او و زهير به سستى گراييد . سبب آن بود كه چون زهير ، محمد بن عبد اللّه زعيم زناته را كه از دشمنان سرسخت باديس بود پناه داد و در حمايت گرفت باديس نزد او رسول فرستاد و سرزنشش كرد و از او خواست آن پيمان دوستى را كه ميان او و پدرش حبوس بوده است تجديد كند . « 12 » ولى هنوز اندك‌زمانى نگذشته بود كه زهير با قواى خود و مشاور و كاتبش احمد بن عباس از المريه بيرون آمد و رهسپار غرناطه شد . در روايات روشن نشده كه مقصود زهير از اين حركت چه بوده است ؛ ولى امير عبد اللّه بن بلقين نوهء باديس در يادداشتهاى خود مىگويد كه زهير را پس از مرگ حبوس هوس تصرف غرناطه در سر افتاد و آن هنگام براى جنگ با غرناطه و تصرف آن لشكر بيرون آورده بود . « 13 » زهير با سپاه خود همچنان از سوى مشرق ، اراضى غرناطه را زير پى مىسپرد و پيش مىرفت تا به قريهء الفنت « 14 » در نزديكى شمال غرناطه رسيد . باديس نيز در خلال اين مدت قواى خود را تعبيه داده بود ، ولى از اين‌گونه پيشروى زهير در اراضى خود سراپا دچار وحشت شده بود ، زيرا مىدانست در چنگال او گرفتار خواهد شد ؛ اما پيش از آنكه جنگى آغاز شود با او نيكيها نمود و رجال دولتش را هداياى كرامند فرستاد و به گرمى مهمان نمود . آنگاه ميان او و زهير مناظره درگرفت . در باب يك‌يك رجال دولتش گفتگوها شد . زهير به خشم آمد و با باديس سخنان درشت گفت . كاتبش احمد بن عباس او را بدين روش اشارت كرده بود . باديس خشمگين از نزد او بيرون آمد در حالى كه مصمم به جنگ شده بود . قوم او شيوخ صنهاجه نيز با او موافقت كردند . باديس سپاهيان خود به وضع شايسته‌اى نظام داده بود . مردانش پلى را كه پشت سر قواى مهاجم بود ويران كرده و راه بازگشتشان را بريده و آن سوى پل جمعى را به كمين گذاشته بودند . در تمام اين احوال زهير همچنان دستخوش غرور و خودپسندى خويش بود و از آنچه دشمن مىانديشيد و به كار مىبست بىخبر . در بامداد روز بعد ، ناگهان سپاه صنهاجه بر سپاه زهير حمله‌اى سخت كرد . فرمانده اين حمله بلقين بن ماكسن برادر باديس بود . زهير دليرانه به مقابله ايستاد و سردار خود

--> ( 12 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 166 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 169 . ( 13 ) . امير عبد اللّه : التبيان ، ص 34 . ( 14 ) . به اسپانيايى setnofiaD ، واقع در بيست كيلومترى شمال غرناطه .